شنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۵ - ۰۱:۰۵
نظرات: ۰
۱
-
چرا ایران معتقد است اسرائیل تا پیش از اکتبر دوباره حمله می‌کند؟/ هدف نتانیاهو نابودی تفاهمنامه است

آیا اسرائیل پیش از انتخابات ماه اکتبر جنگ با ایران را از سر خواهد گرفت؟ این دیدگاهی است که طی هفته گذشته به عنوان یک اجماع نظر در بحث‌های امنیت ملی داخلی ایران شکل گرفته است.

به گزارش اطلاعات آنلاین، تریتا پارسی در تازه‌ترین یادداشت تحلیلی خود درباره احتمال حمله دوباره اسرائیل به ایران چنین نوشته است:

چند عامل تهران را به این نتیجه رسانده است. فراتر از بدبینی عمیق — و نه کاملاً بی‌دلیل — ایران به نیات پرزیدنت دونالد ترامپ که با اظهارنظر اخیر معاون او، جی. دی. ونس، شدت یافته است (ونس گفته بود ترامپ می‌خواهد از تفاهمنامه برای پر کردن دوباره ذخایر نفت جهانی استفاده کند و سپس ببیند اوضاع چطور پیش می‌رود)، دو تحول دیگر هم برجستگی ویژه دارند: توافق اخیر اسرائیل و لبنان و تأثیر آن بر وضعیت نظامی حزب‌الله در ماه‌های آینده.

از دیدگاه تهران، این توافق در هر گونه جنگ احتمالی آینده با ایران، مزیت بزرگی به اسرائیل می‌دهد که در ماه فوریه از آن بی‌بهره بود. این توافق با اجازه دادن به نیروهای اسرائیلی برای باقی ماندن در بخش‌هایی از جنوب لبنان، به نظر می‌رسد تفاهمنامه را نقض کرده و در عین حال موازنه نظامی را به طور اساسی تغییر می‌دهد. حضور مداوم اسرائیل در این موقعیت‌های راهبردی، انجام عملیات‌های هجومی را برای حزب‌الله بسیار دشوارتر می‌کند؛ عملیات‌هایی که در دور قبلی درگیری‌ها نقشی حیاتی داشتند.

این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که به گفته ایرانی‌ها، آنها در ماه‌های فوریه و مارس تنها حدود ۴۰ درصد از توانایی‌های هجومی خود را علیه اسرائیل به کار گرفتند، چرا که حزب‌الله بخش عمده‌ای از بار باقیمانده را به دوش می‌کشید. در آن زمان، تحلیلگران غربی در این باره بحث می‌کردند که چرا تهران ضربه سخت‌تری به امارات متحده عربی وارد کرد تا به اسرائیل.

بخشی از این موضوع به آستانه تحمل درد بسیار بالاتر در اسرائیل در مقایسه با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس مربوط می‌شد. تهران به دنبال دسترسی به ملموس‌ترین آستانه درد بود تا ایالات متحده را برای پایان دادن به جنگ تحت فشار بگذارد. اما بخش دیگری از آن، به نقش حیاتی حزب‌الله در جنگ برمی‌گشت که برخلاف پوشش رسانه‌ای آن زمان، بسیار کلیدی بود. حزب‌الله نقش مهمی در فرسایشی کردن دفاع اسرائیل، پیچیده کردن تصمیمات هدف‌گیری آن و مجبور کردن اسرائیل به تقسیم منابعش در چند جبهه ایفا کرد.

با این حال، این نقش به درستی درک نشد، زیرا اسرائیل در طول جنگ سانسور نظامی تقریباً مطلقی را اعمال کرد — که به مراتب سخت‌گیرانه‌تر از رژیم سانسور در ژوئن ۲۰۲۵ بود — و همین امر دیدگاه عمومی نسبت به عملیات‌های حزب‌الله و تأثیر آنها را به شدت محدود کرد. در نتیجه، میزان تأثیرگذاری حزب‌الله بر روند جنگ به شکل چشمگیری دست‌کم گرفته شده است.

برخلاف تفاهمنامه، توافق کنونی اسرائیل و لبنان، اسرائیل را ملزم به عقب‌نشینی از خاک لبنان نمی‌کند مگر اینکه حزب‌الله خلع سلاح شود. از آنجا که وقوع چنین اتفاقی در آینده قابل پیش‌بینی بسیار بعید است، اسرائیل آماده است تا موقعیت‌های خود را در داخل لبنان حفظ کند؛ امری که به آن اجازه می‌دهد جنگ با ایران را بدون مواجهه با همان فشارهایی از سوی جبهه شمالی که در درگیری قبلی دست و پای او را بسته بود، از سر بگیرد.

انگیزه‌های بنیامین نتانیاهو کاملاً روشن است. فراتر از خواسته دیرینه او برای استفاده از نیروی نظامی آمریکا جهت تسلیم کردن ایران در برابر سلطه اسرائیل و دستیابی به یک موازنه منطقه‌ای به نفع خود، او اکنون دلایل سیاسی و شخصی مبرمی نیز برای شروع دوباره جنگ دارد.

تفاهمنامه هزینه سیاسی سنگینی برای نتانیاهو داشته است. شانس او برای انتخاب مجدد در اکتبر، ضعیف‌تر از هر زمان دیگری در ماه‌های گذشته است. او که زمانی به عنوان تنها رهبر اسرائیلیِ قادر به همراه کردن ترامپ دیده می‌شد، اکنون با این احتمال مواجه است که هم جنگ و هم دیپلماسی ناشی از آن، اسرائیل را در موقعیت راهبردی ضعیف‌تری قرار دهد — موضوعی که اساسِ استدلال او برای رهبری‌اش را زیر سؤال می‌برد.

البته، اگر او در انتخابات شکست بخورد، به احتمال زیاد چند سال آینده را در زندان سپری خواهد کرد، زیرا مصونیت خود را به عنوان نخست‌وزیر از دست خواهد داد و به اتهام فساد مالی محاکمه خواهد شد.

برای تهران هنوز مشخص نیست که آیا دولت ترامپ در این راهبرد با اسرائیل هماهنگ است یا نه. اما بدبینی‌ها نسبت به مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، به ویژه با توجه به نقش او در میانجی‌گری توافق اسرائیل و لبنان، حمایتش از جنگ و مخالفت مشهودش با تفاهمنامه بسیار عمیق است.

از دیدگاه تهران، سه سناریوی محتمل وجود دارد:

سناریوی اول: کاخ سفید از برنامه‌های اسرائیل آگاه است و توافق لبنان را تا حدودی برای تسهیل همین برنامه‌ها میانجی‌گری کرده است.

سناریوی دوم: واشنگتن از نیات نتانیاهو بی‌خبر است، اما با این حال در صورت از سرگیری جنگ از سوی نتانیاهو، به دفاع از اسرائیل خواهد شتافت — و شاید حتی به این حمله ملحق شود.

سناریوی سوم: دولت ترامپ غافلگیر می‌شود، تصمیم می‌گیرد جلوی اسرائیل را نگیرد، اما از مشارکت نظامی مستقیم در درگیری هم خودداری می‌کند.

تهران باور ندارد که مزیت اسرائیل در لبنان تعیین‌کننده خواهد بود. مقام‌های ایرانی همچنان مطمئن هستند که می‌توانند هزینه‌های سنگینی را بر اسرائیل تحمیل کنند و آن را از دستیابی به اهداف راهبردی بزرگ‌ترش بازدارند. اما شروع مجدد جنگ همچنان می‌تواند فوری‌ترین هدف نتانیاهو را محقق کند: نابود کردن تفاهمنامه. با توجه به فشارهای سیاسی و حقوقی فزاینده بر نتانیاهو، او ممکن است آنقدر درمانده باشد که برای تضمین دقیقاً همین نتیجه، ترامپ را به چالش مستقیم بکشد.

پرسش اصلی، بار دیگر این نیست که ترامپ چه واکنشی نشان خواهد داد، بلکه این است که آیا ترامپ مانع از آن خواهد شد که نتانیاهو به طور عامدانه گزینه‌های او را شکل داده و محدود کند؟ این همان آزمونی است که ترامپ بارها در آن شکست خورده است.

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی